|
در سريال شبهای برره، پرسوناژ روشنفكر برای هر يك از
94 اهل روستا يك نسخه روزنامه چاپ میكند اما گاه يك نفر تمام تيراژ را میخرد
و خوراك بـُزش میكند، يا يك نفر ديگر از نويسنده میخواهد آنچه را چاپ
كرده است برايش بخواند.
هيئت حاكمۀ ايران در خردهفرهنگی پرورش يافته است كه روزنامهنگار را، در
بهترين حالت، همتراز مدّاح و پامنبری میبيند و، گرچه كاسبْ حبيب خداست، به
حرفۀ مطبوعات نگاهی مثبت ندارد. به نظرش در مرز مكاسب حلال و حرام
معلق است و هرچه كمتر بهتر (محمدعلی رجائی در مقام نخستوزير گفت همين
اطلاعات و كيهان كافی است). فكر و حرف نو را مشكوك تلقی
میكند و از همان عهد پيدايش مطبوعات در عصر مشروطيت خريدن كاغذپاره برايش
پول دورريختن و حتی كمك به برنامههای استعماری بود. اخبار مهم را
نرخ طلا و ارز میداند كه با تلفن هم میتوان از اين و آن پرسيد، و آگهی
مجالس ختم كه استثنائاً دروغ نيست و اشخاصی واقعاً مرحوم شدهاند.
با آن زمينۀ فكری، امروز بولتنهای محرمانه را برای خودش، و تلويزيون وطنی
را برای موافقانش كافی میداند. تعجبی ندارد اندك خريداران جرايد
سوبسيدی كه برای حفظ ظاهر چاپ میشود اغلب آدمهای كمتر متديّنیاند كه
خواندنْ جزو عاداتشان است و حاضرند هر روز پول بدهند تا سر در بياورند
كسانی چه پاپوشی میدوزند و چه آشی میپزند.
فيلم خبری وقتی اشخاصی را نشان میدهد كه كنار پيادهرو ايستادهاند و
روزنامههايی نزديك سطح زمين را مطالعه میكنند میتوان با اطمينان گفت
ايران است. روزنامه در همه جای جهان بيشتر ديدنی است تا خواندنی.
اما در ايران درست همان جماعتی كه حاضرند برای خواندن روزنامه پول بدهند از
داشتن روزنامۀ مورد علاقۀ خويش محرومند.
در اوضاع و احوالی كه جنگ فرسايشی بين ايران و اسلام شدّتی بیسابقه میيابد،
اين اندرز كه قلمزن مطبوعات به اندازۀ توريست ِ خوشخلق بيطرف بماند و
درگير موضوعها نشود كمی زيادی شيك و بلكه غيرعملی است.
آبان 89
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/11/101101_l41_ghaed_journalism.shtml
در همين زمينه:
تقدس و ابتذال ستونهای چاپی
رازها و رمزگشايیها
اين صفحه برای شما جای مناسبی نيست
|