آرشيو لوح 

  

     چشم‌‏انداز نظام آموزش سنتى در ايران


برگرفته از تجزيه و تحليل تفصيلى نتايج سرشمارى سال 1375 كشور
در گروه جمعيت و علوم اجتماعى مؤسسه عالى پژوهش در برنامه‏ريزى و توسعه
به هدايت دكتر اميرهوشنگ مهريار

 

 

 

 

 

 

  

 تعريف و تصوير كلى
در ايران، حوزه‏هاى علوم دينى نمونه سنتى مراكز آموزش عالى‏اند. در واقع تا پيش از تأسيس مدرسه دارالفنون به‏دست اميركبير در نيمه قرن نوزدهم، حوزه‏هاى علميه تنها مراكز آموزش عالى كشور را تشكيل مى‏دادند و وظيفه اصلى آنها پرورش رهبران دينى در سطوح مختلف (از آخوند ده گرفته تا علما و مراجع دينى ملى و منطقه‏اى) بود. اختصاص شغل قضاوت به روحانيون و نيز علاقه آنان به كار آموزش و پرورش، باعث شده بود كه علاوه بر رهبران دينى، شاغلان دو حرفه عمده معلمى و قضا نيز در حوزه‏هاى علميه تربيت شوند. در زمينه علوم انسانى، ادبيات و فلسفه نيز بيشتر افراد فرهيخته جامعه از پرورش‏يافتگان حوزه‏ها بودند. معدودى از روحانيون نيز از روى علاقه شخصى به مطالعه طبّ سنتى، رياضيات و علوم دقيقه مى‏پرداختند.


پس از آشنايى ايرانيان با علوم جديد غربى و احساس نياز به اخذ و اقتباس از آن، كوششهايى در زمينه تربيت افراد در اين رشته‏ها شروع شد كه ابتدا از طريق اعزام محصل به كشورهاى اروپايى و، بعد از تأسيس دارالفنون و مدارس مشابه آن (كه، مانند حوزه‏هاى قديمى، تحصيلات متوسطه و عالى را با هم ارائه مى‏دادند) در داخل كشور انجام گرفت. از اواخر قرن گذشته، مدارس عالىِ مستقل با هدف تربيت كادرهاى متخصص در رشته‏هايى همچون پزشكى، حقوق، علوم سياسى، فلاحت و فنون نظامى تأسيس شد كه از تلفيق آنها در سال 1313 دانشگاه تهران به‏عنوان اولين مؤسسه آموزش عالى همه‏جانبه به‏وجود آمد و به تربيت كادرهاى مورد نياز كشور در رشته‏هاى مختلف پرداخت.


دانشگاه تهران، به‏رغم الگوى غربى‏اش، از تربيت‏شدگان برجسته حوزه‏هاى علوم دينى نيز براى تدريس در رشته‏هايى همچون حقوق، زبان و ادبيات فارسى و فلسفه و معارف اسلامى دعوت مى‏كرد و در چند دهه اول پس از تأسيس آن دانشگاه، شمار بزرگى از استادان صاحب‏نامش از فارغ‏التحصيلان حوزوى بودند كه گاه با حفظ لباس روحانى خويش به جرگه مدرسان آن مى‏پيوستند.


با گسترش دانشگاه تهران و بالارفتن اعتبار آن، هم به‏عنوان نهاد آموزش عالى و هم به‏عنوان يك مؤسسه تضمين‏كننده امكان استخدام و پيشرفت در كادر ادارى و قضايى و آموزشىِ روبه‏گسترش كشور، تعدادى از فارغ‏التحصيلان حوزه‏ها براى ادامه تحصيل يا گرفتن مدرك رسمى به اين دانشگاه روى آوردند و برخى از آنان پس از گرفتن مدارك علمى لازم به صف مدرسان دانشگاه تهران پيوستند.


با استقرار جمهورى اسلامى و بازگشت روحانيت به صحنه مديريت سياسى، حقوقى و آموزشىِ كشور، اهميت تحصيلات حوزوى بار ديگر مورد توجه قرار گرفت و اقداماتى در جهت توسعه كمّى و كيفى حوزه‏ها انجام شد. آنچه در پى مى‏آيد تنها به رشد كمّىِ نظام حوزوى و مراكز آموزش سنتى كشور در پرورش نيروى انسانى مى‏پردازد.

 

 نخستين قدمها به‏سوى نظام امتحان در حوزه
''مرحوم آيت‏اللَّه بروجردى و مرحوم امام با يكديگر اختلاف روش داشتند... كم‏كم برخى مسائل پيش آمد كه اين اختلاف سليقه و روش خود را بيشتر نشان داد. مثلاً در مورد چگونگى اداره حوزه قم دو تجربه از حوزه‏هاى ديگر علميه وجود داشت: يكى بر اساس رتبه‏بندى‏هاى علمى بود و ديگرى مبتنى بر تأليف قلوب طلاّب. اما هيچ‏يك به‏طور كامل مورد قبول مرحوم آيت‏اللَّه بروجردى نبود. طرح رتبه‏بندى طلاّب بر اساس امتحان، نه به‏طور ظنّى و نظرى، از سوى مرحوم امام و مرحوم اخوى (آيت‏اللَّه حاج شيخ مرتضى حائرى‏يزدى) به‏طور جدى پيگيرى شد. مسائلى پيش آمد كه مخالفت آيت‏اللَّه بروجردى با اين طرح به كدورتى ميان ايشان و مرحوم امام منجر شد.``
گفتگو با دكتر مهدى حائرى يزدى
آفتاب امروز، 6 مهر
1378

 

داده‏ها

نتايج سرشمارى نفوس و مسكن 1365 و 1375 شمار دانشجويان و فارغ‏التحصيلان نظام آموزش عالى سنتى كشور را زير عنوان كلىِ حوزه‏هاى علميه و علوم ارائه داده است.  در سرشمارى 1365 ظاهراً براى اولين بار تعداد محصلان و جمعيت باسوادِ غيرمحصل برحسب رشته تحصيلى ارائه شد. در آن سال، از جمعيت برخوردار از سواد شش‏ساله ابتدايى و بالاتر، 28,440 نفر داراى تحصيلات حوزوى بودند. اين تعداد 22 0/  درصد از كل جمعيت باسواد و 8 / 4 درصد از جمعيت با سوادِ داراى تحصيلات عالى را تشكيل مى‏داد. در همان سال (1365)، 46843 نفر به‏عنوان دانشجوى در حال تحصيل در حوزه‏هاى علميه و علوم دينى معرفى شدند (كه 4284 نفر از آنها زن بودند). در مقابل، به‏رغم بسته‏بودن سه‏ساله كل دانشگاهها در ابتداى دهه 1360، تعداد دانشجويان مشغول به‏تحصيل در مراكز آموزش عالى كشور در سرشمارى 1365 به 215,651 رسيده بود كه 8⁄31 درصد آنها زن بودند. به اين ترتيب، در سال 1365 در مقابل هر نفر طلبه مشغول‏به‏تحصيل در مراكز حوزوى و مدارس دينى، 6 ⁄ 4 نفر دانشجو در مراكز آموزش عالى غيرحوزوى درس مى‏خواندند.

در سرشمارى 1375، تعداد جمعيت با سوادِ بالاتر از ده سال و داراى تحصيلات حوزوى به 28,086 نفر رسيده بود در حالى‏كه در همان زمان بيش از يك ميليون و پانصد هزار نفر از كل جمعيت باسواد كشور داراى تحصيلات عالى دانشگاهى بودند. به اين ترتيب، فارغ‏التحصيلان حوزه‏هاى علميه، يا نظام آموزش عالى سنتى كشور، فقط حدود 3 / 1 در هزار كل نيروى انسانى باسواد كشور را تشكيل مى‏داد در حالى‏كه سهم فارغ‏التحصيلان دانشگاهها از جمعيت مزبور به حدود 4 67  در هزار رسيده بود. به اين ترتيب، در مقابل هر فرد شاغل داراى تحصيلات حوزوى، بيش از 52 نفر تحصيل‏كرده دانشگاه وجود داشت. از حيث تركيب جنسى، در حاليكه نزديك به 9 ⁄  32  درصد از باسوادانِ داراى درجه دانشگاهى زن بودند، فقط 9/7 درصد از افرادِ داراى تحصيلات حوزوى را زنان تشكيل مى‏دادند. به‏عبارت ديگر، در مقابل هر مرد داراى تحصيلات حوزوى، 39/7 نفر مرد داراى تحصيلات دانشگاهى، و در برابر هر زن شاغلِ داراى تحصيلات حوزوى، 182 نفر زنِ داراى تحصيلاتِ دانشگاهى وجود داشت.

 در سرشمارى سال 1375، تعداد طلاب مشغول‏به‏تحصيل در مراكز حوزوى 62,731 نفر بود كه در مقايسه با آمار 1365 (46,843 نفر) از تقريباً سى و چهار درصد افزايش حكايت مى‏كرد. در مقابل، تعداد دانشجويان مشغول‏به‏تحصيل در مراكز آموزش عالى غيرحوزوى يا دانشگاهها با 966,970 نفر رسيده بود كه در مقايسه با آمار 1365 (215,651 نفر) از رشدى معادل 452 درصد (يا چهار و نيم برابر شدن) در دهه گذشته حكايت مى‏كرد. به اين ترتيب، به‏رغم رشد 34 درصدى طلاب حوزه، نسبت دانشجو به طلبه در سال 1375 به 55 / 15 رسيده بود. يعنى در مقابل هر طلبه مشغول تحصيلات حوزوى، بيش از پانزده نفر در مراكز دانشگاهى مشغول تحصيل بودند.

از لحاظ تركيب جنسى، 6 40  درصد دانشجويان دانشگاهى و 9 15  از درصد طلاب حوزوى زن بودند. معهذا، به‏رغم پائين بودن نسبت زنان طلبه، رشد نسبى آنان در فاصله دهساله  1375- 1365 (يعنى 32 / 2 برابر شدن) بسيار چشمگيرتر از رشد تعداد مردان طلبه ( 24 1 برابر شدن) در همان فاصله زمانى است.

قابل ذكر است كه  29 9 درصد از طلاب حوزوىِ سرشمارى شده در سال 1375 در سنين  14- 10  سال‏اند كه طبعاً نمى‏توان آن را سنين آموزش عالى محسوب كرد. نزديك به يك‏چهارم (⁄24  درصد) طلاب نيز (در  مقايسه با 25   17  درصد دانشجويان دانشگاهى) در سنين 19-15 سالگى بودند. در مقابل، 17/23 درصد طلاب حوزوى در مقايسه با     15 6 درصد دانشجويان دانشگاهى بالاتر از 35 ساله بودند. درصد طلاب حوزوىِ بالاتر از 30 ساله (27/82 درصد) تقريباً دو برابر نسبت همان گروه سنى در ميان دانشجويان دانشگاهها (14 درصد) است. به عبارت ديگر، اگرچه تعداد كل طلاب حوزوى فقط 6/10 درصد كل جمعيت دانشجويان شاغل به تحصيلات عالى است، نسبت طلاب بالاى 25 ساله از كل جمعيت دانشجويان 25 ساله به بالا بسيار بالاتر (6 /  8  درصد) است.

از لحاظ توزيع جغرافيايى، درحالى‏كه 39 / 90 درصد دانشجويان دانشگاهها از مراكز شهرى‏اند، 61   85 درصد طلاب در شهرها اقامت داشته‏اند.

 

  

 قاضىِ درس‏خوان‏
و قاضىِ درس‏نخوان

در همايش قضات استان تهران، در آبان 78 حجت‏الاسلام مروى، معاون اول رئيس قوه قضاييه، درباره شيوه استخدام قضات گفت: ''آيت‏اللَّه هاشمى در خصوص معدل و نمره دروس قضات سختگيرند. زمان آيت‏اللَّه يزدى معدل كل قضات 14 بود و معدل درس آنها 12. احياناً اگر كسى از نمره 12 كسر مى‏آورد، آيت‏اللَّه يزدى مى‏گفت چون طرف معدل 14 را گرفته به او ارفاق كنيد. عده زيادى هم به اين اعتبار انتخاب شدند، ولى پس از ورود آيت‏اللَّه هاشمى شاهرودى ايشان فرمودند اگر فردى چند درصد هم كسر داشته باشد آن را قبول ندارم و مى‏خواهم حد نصاب نمره 12 را هم به 14 برسانم. لذا به همين دليل تمام نامه‏هايى را كه در اين رابطه خدمت ايشان داده بوديم برگرداندند. روز گذشته عده‏اى از دانشجويان طى يادداشتى كه به من دادند گفتند به آيت‏اللَّه هاشمى بگوييد چنين روشى به مصلحت نيست.``

 چهارچوب آموزش در مدرسه‏هاى دينى
آموزش در مدارس علميه را از چهار جنبه شرايط پذيرش، روش تدريس و يادگيرى، نظام ارزشيابى و درجات مى‏توان بررسى كرد.


شرايط پذيرش در اين مدارس بسيار كلى (شيعه بودن و دانستن زبان فارسى در حد خواندن و نوشتن) است. بعضى مدارس شرط پذيرش طلبه را داشتن معلوماتى در حد كلاس سوم راهنمايى و تعداد كمترى از آنها داشتن ديپلم متوسطه گذاشته‏اند. براى ورود به مدرسه علميه شرط سنى وجود ندارد.


تدريس و يادگيرى در حوزه بيشتر از راه متن‏خوانى و مباحثه انجام مى‏گيرد. متن‏خوانى به اين معناست كه مدرس از روى متن پيشِ روى خود، كه پيش روى طلبه‏ها هم هست، مى‏خواند و طلبه‏ها تكرار مى‏كنند. اين شيوه، بسيار كند پيش مى‏رود و گاه ممكن است در يك جلسه درسى بيش از پنج سطر خوانده نشود. علاوه بر متن‏خوانى، مباحثه هم به جا گرفتن مطالب در ذهن طلبه كمك مى‏كند.


از آنجا كه تقريباً تمام درسهاى مقدمات و سطح نياز به تكرار و حفظ كردن دارد، طلبه‏ها با استفاده از سجع (شباهت كلمات در وزن و ضرب) و نظم (تكرار اوزان و توافى) مطالب را از بر مى‏كنند.


در بيشتر مدارس، نيمكت و تريبون و گچ و تخته سياه نيست. در قم، بعضى از طلاب مى‏توانند از يك مركز كامپيوترى استفاده كنند و حتى با اينترنت در تماس باشند. در عمل از اين كامپيوترها بيشتر به عنوان حافظه الكترونيك و شمارشگر استفاده مى‏شود.


در نظام ارزشيابى مردودشدن يا، به‏اصطلاح دانشگاه، افتادن در يك درس خاص مطرح نيست. تا دهه پيش، در مدرسه‏هاى دينى نامى از امتحان نبود. امروز براى درسهايى امتحان مى‏گذارند اما در بعضى موارد حجم درس و شكل امتحان را خود طلبه تعيين مى‏كند. طلبه مى‏پذيرد كه مقدارى از درس را اكنون و بقيه را پس از مدتى كه خود تعيين مى‏كند (مثلاً شش ماه يا يك سال بعد) امتحان بدهد. از آنجا كه سقفِ زمانى براى اتمام تحصيلات وجود نداردطلبه مى‏تواند دوره را در ده يا بيست سال طى كنداين امتحانات سبب اضطراب چندانى نمى‏شود.
در پايان مرحله خارج، طلبه موفق به دريافت اجازه‏نامه‏هايى از مراجع تقليد مى‏شود. از جمله اينها، اجازه نقل روايت است. اما اجازه‏نامه‏هايى در اين سطح، آخرين گام در تحصيل رسمى نيست. آخرين مرحله، اجازه اجتهاد است كه براساس آن طلبه اجازه مى‏يابدطبق ضوابطى خاص‏نظر ارشادى دهد يا حكم صادر كند.


اغلبِ القابى كه به طلاب علوم دينى، چه در مراحل تحصيل و چه بعد از آن، داده مى‏شود درجه خاصى از تحصيلات رسمى طلبگى را مشخص نمى‏كند. براى مثال، در مراحل سطح و خارج در ابتداى نام طلبه واژه ثقه‏الاسلام و حجه‏الاسلام، به نام مدرسان عنوان آيت‏اللَّه، و به اسامى مراجع تقليد آيت‏اللَّه‏العظمى اضافه مى‏شود. سواى اين احترامات معمول حوزه، تنها درجه رسمى در حوزه‏هاى علميه درجه اجتهاد است
.

 

*  شمارۀ هفتم، دی 78

 

 

صفحۀ اول    مقاله / گفتگو/ گفتار            فهرست مطالب  سرمقاله ها

 

 

 

 

دعوت از نظر شما

 

 

 نقل مطالب اين سايت با ذكر ماخذ يا با لينك آزاد است.

 

X