|
●
ملال بهعنوان نوعی جهانبينی
به نظر امثال آلكساندر سولژنيتسين، مسئله بايد يكجا و با
نيل به رستگاری حل شود. مرام اين قبيل آدمها نتيجۀ افسردگی ِ مزمن،
حسرت روزهای خوب جوانی و تربيت گناهانگار ِ دينی است و ارتباط چندانی به
ايسم و غيره ندارد.
●
ده سال در آشوب و اغما
ما همچنان به طرز غمانگيزی ايرانی هستيم. يك قرن پس
از دهۀ سراسر فلاكت 1290، فكر ايرانی تا چه حد از آن روزگار تجربه آموخته
است؟
●
آنچنان
كه بوديم
حتی مصدق زمانی سبيل داشت ــــ در شيراز قديم
●
سينيور
ف. اومانـيـته
فريدون آدميت (1387- 1299) روش، لحن و نثرى جديد
وارد تاريخنويسى ايران كرد و با اين اسلوب نوين به دركى تازه از تاريخ
كشورش در قرنهای نوزدهم و ابتداى بيستم رسيد.
●
سردار در نهانخانه
گناه اصلی ِ این شیر شب و خشكهمقدس ِ روز، بازشدن ِ چشم و گوش اوست: دنیا
را سلفسرویس، تجربه را قابل گسترش، و دَم را غنیمت يافته.
اگر هیئت منصفهای در كار میبود و
شهروندان را به بازی میگرفتند، این قلم نظر میداد سردار را با تنزّل درجه
بازنشسته كنند و پرونده را ببندند.
●
انسان ِ ابزارنساز
سه درس در اين باره كه چگونه از پرواز جا بمانيم
آیا ما چون بسیار حسّاسیم مصلحت
اين است كه تصویر واقعی خویش را نبینیم؟
|