محمد قائد


  

 

 

ملال به‌عنوان نوعی جهان‌بينی

به نظر امثال آلكساندر سولژنيتسين، مسئله بايد يكجا و با نيل به رستگاری حل شود. مرام اين قبيل آدمها نتيجۀ افسردگی ِ مزمن،  حسرت روزهای خوب جوانی و تربيت گناه‌انگار ِ دينی است و ارتباط چندانی به ايسم و غيره ندارد.

 

 

ده سال در آشوب و اغما

ما همچنان به طرز غم‌انگيزی ايرانی هستيم.  يك قرن پس از دهۀ سراسر فلاكت 1290، فكر ايرانی تا چه حد از آن روزگار تجربه آموخته است؟

 

 

آنچنان كه بوديم

حتی مصدق زمانی ‌سبيل داشت ــــ در شيراز قديم

 

 

 

 

 

سينيور  ف.  اومانـيـته

فريدون آدميت (1387- 1299) روش، لحن و نثرى جديد وارد تاريخ‏نويسى ايران كرد و با اين اسلوب نوين به دركى تازه از تاريخ كشورش در قرنهای نوزدهم و ابتداى بيستم رسيد.

 

سردار در نهانخانه

گناه اصلی ِ این شیر شب و خشكه‌مقدس ِ روز، بازشدن ِ چشم و گوش اوست: دنیا را سلف‌سرویس، تجربه را قابل گسترش، و دَم را غنیمت يافته.   اگر هیئت منصفه‌ای‌ در كار می‌بود و شهروندان را به بازی می‌گرفتند، این قلم نظر می‌داد سردار را با تنزّل درجه بازنشسته كنند و پرونده را ببندند.

 

انسان ِ ابزارنساز

سه درس در اين باره كه چگونه از پرواز جا بمانيم

آیا ما چون بسیار حسّاسیم مصلحت اين است كه تصویر واقعی خویش را نبینیم؟

 

 

شكوه علفزار و نوعی واكسن

دیدن روزنامه اعتیاد كمضرری است.  آدم اگر اصلا روزنامه نبیند ممكن است خودش شروع به زدن همان حرفها كند. روزنامه كمك میكند نگذاریم فكرهایی وارد كلۀ ما شود.

 

شبه‌معمای كتاب

يکی ‏دو پرسش رايج: چرا تيراژ کتاب نسبت به چهار دهه پيش پائين آمده است و پائين‏تر می‏آيد؟ و آيا مردم به اندازۀ کافی کتاب می‏خوانند؟ تعريف کافی ‏بودن خود سؤال ديگری است.

 

 حدسيات مغزفرسا

روشن نيست كسانى بر پايۀ چه تحقيقى و با چه معيارى نتيجه مى‏گيرند كه عادت به خواندن كتاب در ايران كم شده يا در حال كم‏شدن است.

 

قانون و مطبوعات در ايران

دولتهاي ايران، چه پيش و چه پس از انقلاب 1357، بنا به مصلحت وقت و با وضع قوانين و صدور فرمانهاي سختگيرانه دست به تعطيل مطبوعات زده اند. دلمشغولي با اين قانون و تلاش براي تغيير يا اصلاح آن ادامه خواهد يافت.

 

باز هم يك قانون ديگر

نوشتن قوانيني جديد براي نشر و مطبوعات از جمله كارهاي بيهوده اي است كه هر دورۀ مقننه در زمرۀ وظايف خود مي داند، بي آنكه كمترين اميدي به اجراي دستپخت خويش داشته باشد.

 

نامه‌‏هاى خوانندگان:  سهم مخاطب

ستون يا صفحه نامه‏هاى خوانندگان را مى‏توان از بخشهاى جذّاب هر نشريه‏اى دانست.  اگر در ساير ستونهاى نشريه، نويسندگان با خواننده و با دولت و جامعه صحبت مى‏كنند، در اين بخش خوانندگان با نويسندگان، با جامعه، با دولت، با خوانندگان ديگر ــــ و گاه انگار حتى با خودشان ــــ حرف مى‏زنند.

 

 

 دربارۀ این سایت |  English  

 

دعوت از نظر شما

  editor@lawhmag.com   

mGhaed@lawhmag.com

                                                                             

نقل مطالب این  لاگ سایت/آرشیو  با ذكر ماخذ یا با لینك آزاد است.