بازگشت به فهرست یادداشت‌هاى  سفر

 

ضرب‌گیر، لودهنده، بیگناهان

در فیلمی کوتاه که درست سی سال پیش در کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان ساخته شد دبیر در کلاس درس هنگام رسم بخشهای داخلی گوش روی‌ تخته سياه، صدای زدن زير میز می‌شنود.  پس از تکرار تق‌تق، به شاگردان دو ردیف آخر امر می‌كند یا ضرب‌گیر را معرفی کنند یا تا آخر هفته از حضور در کلاس محروم خواهند شد.  متهمان سکوت می‌کنند و از کلاس اخراج می‌شوند.

در شکل اول ماجرا، پس از یکی دو روز ایستادن در راهرو، سرانجام یکی از اخراج‌شدگان به حرف می‌آید و مقصر را معرفی می‌کند.  در شکل دوم، همه تا پایان مدت تنبیه مقرر ساکت می‌مانند و بعد به اتفاق کلاس بر می‌گردند.

سازندۀ فیلم  قضيۀ شكل اول شكل دوم، عباس کیارستمی، صحنه‌های گرفته‌شده را به چندین نفر (ظاهراً تک‌تک) نشان می‌دهد و از آنها نظر می‌خواهد.  اظهارنظرکننده‌ها از رده‌های مختلفی‌اند: کارگر کارخانه، افسر نیروی دریایی، کارمند جزء، روحانی (مسلمان، ارمنی و کلیمی)، مقام اداری، حقوقدان، شاعر، نويسنده، رهبر حزب سیاسی.  چند تن از اینها پدران محصلهایی‌اند که از کلاس اخراج شده‌اند.  دو زن در مشاغل مربوط به کودکان و نوجوانان، و رئیس سازمان پرورش فکری، سرپرست رادیوـ ‌تلویزیون و وزرای‌ خارجه و آموزش و پرورش هم نظر می‌دهند.

 

 

 

 

 

خطوط نظرها را می‌توان حدس‌ زد: روش جابرانۀ دبیر صحیح نیست؛ دانش‌آموز را نباید برای اندکی بیقراری و بی‌انضباطی به مجازاتهای شدید محکوم کرد؛ علت شیطنت‌ باید بررسی‌ می‌شد و معلم فوراً حکم صادر نمی‌کرد؛ تنبیه دسته‌جمعی خطاست و اگر احتمال مجازات فرد بيگناه در ميان باشد، پس بهتر است عمل خطاکار بی‌ مجازات بماند.

از سوی دیگر: بیگناه حق دارد مقصر را معرفی کند زیرا حق اوست از خود در برابر تنبیه ناحق دفاع کند؛ بیگناه حق ندارد مقصر را معرفی کند زیرا این کار در حکم لودادن و پشت‌كردن به جمع است؛ بچه‌ها باید بین خودشان به شور می‌پرداختند و مقصر را تشویق می‌کردند داوطلبانه اعتراف كند؛ لودهنده از جمع همسالان طرد می‌شود و پاداشی گذرا در حد برگشتن سر کلاس برچسبی چنان سنگین و شاید همیشگی را جبران نمی‌کند؛ لودهنده در واقع به اصلی والاتر از محبوبيت شخصی يعنی کلاس درس و حقوق سایرین، چه حق کلاس به آرامش و چه حق بیگناهان به مصونیت از مجازات، احترام گذاشته است؛ عمل او خطاست و همبستگی مهمتر از همه چیز است؛ همبستگی در عمل ِ خطا خطاست و همدلی با مجرم در حکم همدستی با اوست؛ حکومتها کوشیده‌اند افراد را به لودادن ِ همديگر تشویق کنند و هر نوع لودادنی همراهی با قدرت است.

اظهارنظرهایی فقط یک استدلال را دنبال می‌کنند بر اين پايه كه با عمل خطا بايد قاطعانه برخورد كرد؛ برخی ترکیب دو یا چند جنبه است.  یکی دو تن نظر می‌دهند در سکوت یا افشا باید سود و زيان را از نظر انسجام جمع سنجید؛ از يك نفر می‌شنويم كه جواب مشخص مشكل است.  در اظهارنظر ديگران كلمات مقاومت، كار گروهی، سيستم، خبرچينی، محيط مقصر، ازجمع‌بريده، خيانت، وفاداری، كله‌شقی و مفتشی به گوش می‌رسد.  يك نفر حتی تجويز می‌كند رواست بچه‌ها سر لودهندۀ منزوی بريزند و او را بزنند.

آنچه در کلام بیشتر مصاحبه‌شوندگان می توان دید حال و هوای آن روزگار است: همبستگی‌ برای ایستادگی در برابر آمرانگی.  معلم كلاس نمایندۀ آمرانگی است و هر نوع مقاومت جمع در برابر او مثبت تلقی می‌شود.  یکی از نظردهندگان که شاید مشهورترین حاكم شرع در تاریخ اسلام باشد تفتیش عقاید و شهادت عليه ديگران را نکوهش می‌کند و حرف از مخالفت با انگيزيسيون می‌زند ــــ گرچه فیلم بحث عقیده مطرح نمی‌کند و به واكنش و کردار فرد در موقعیتی دشوار می‌پردازد.  دو سال بعد وقتی‌ مقرر شد ضرورت تجسس بالاتر از تمام اصول، و عقيده وقتی بتواند منجر به عمل خطا شود مقدمۀ جرم است،‌ او حرفی علنی‌ خلاف اين نظر نزد.

 

  

می‌توان پنداشت در همه جای جهان نظر افراد پيرامون تحمل تنبيه ناحق، يا دفاع فرد از خويش به قيمت احتمال طردشدن ‌به‌عنوان خبرچين از سوی‌ همگنان، حول نظرهايی ‌باشد كه در اين فيلم می‌شنويم.  اینکه در چنان موقعیتی هرکس چه خواهد کرد بحثی است بی‌انتها و با صد فيلم هم نمی‌توان به اتفاق نظری جامع و واحد رسيد.  اما درست به همين دليل بايد اجازۂ درگرفتن چنين بحثی در جامعه داد.  به طور خاص، همين فيلم كه در مؤسسه‌ای عمومی‌ تهيه شده دهه‌هاست خاك می‌خورد، در همان حال كه وانمود می‌شود تمام اختلافها بر سر رابطۀ قانون، ‌مقررات، عادت و اخلاق تاكنون با بخشنامه حل شده يا حل‌شدنی‌ است.

يكی ‌از دفاعهای قاطع از حق دانش‌آموز بی‌تقصير به معرفی فرد خاطی را رئيس راديوـ‌‌تلويزيون مطرح می‌كند.  صراحت در آن روزها بديهی‌ تلقی می‌شد، حتی از سوی رئيس تلويزيون و در فيلم روشنفكرانه.  اما عجيب است او كه قدرت پخش فيلم را از تلويزيونش داشت ظاهراً از اين كار‌ تن زد، شايد با اين حساب كه موضوع وقتی‌ زيادی باز شود، به‌اصطلاح اين روزها، قابل جمع‌كردن نيست.  شايد هم فقط خيال می‌كرد قدرت چنان كاری دارد.

در مقابل، وزير آموزش و پرورش تقصير را جدا از لودادن می‌داند و طرفدار ايستادگی‌ در برابر اقتدار معلم است.  در شکل دوم داستان، یعنی مقاومت گروه، فیلم با صدای ضرب‌گرفتن دسته‌جمعی شاگردان روی ميز ـــــ لابد به علامت پیروزی ـــــ پايان می‌يابد.
 

فصلنامۀ ‌ سفر، شمارۀ بيستم، آبان 88

 

 

 

صفحۀ‌‌ اول   كتاب مقاله / گفتگو/ گفتار         فهرست مطالب سرمقاله‌ها

 

دعوت از نظر شما

 

 

 

نقل مطالب این سایت با ذكر ماخذ یا با لینك آزاد است.

X