آرشيو لوح 

 

صفحۀ‌‌‌ يك از سه صفحه

 

بخش فارسى راديو بى ‏بى ‏سى 1332-1329
و جنبش ملى‏شدن نفت ايران‏*

حسين شهيدى

جنبشهاى اجتماعى غالباً به شكل نبردهايى گزارش مى‏شوند كه در آنها سياستگذارى و نظريه‏پردازى با رهبران است، و مردم سهم خود را عمدتاً با گوش‏كردن به سخنرانيها يا با راهپيمايى و تظاهرات و جانفشانى ادا مى‏كنند.  از اين ديدگاه، درجه آگاهى عامّه مردم و هوشيارى‏شان در تجزيه و تحليل از نظر پنهان مى‏ماند. تحقيقى كه مى‏خوانيد گوشه‏هايى از مباحثه ايرانيانِ طرفدار ملى‏شدن نفت با دولت انگليس، از راه مكاتبه با راديو بى‏بى‏سى، را براى اولين بار نشان مى‏دهد.  با پخش راديويىِ اخبار و تفسيرهاى مربوط به نفت، هم از تهران و هم از لندن، اين نخستين بار بود كه در ايران علاوه بر محافل حكمرانان، و در خانه‏هاى مردم، موضوعى در كوچه و خيابان‏هاى سراسر كشور نيز به بحث گذاشته مى‏شد.  به همين ترتيب، شكست آن جنبش نيز تأثيرى گسترده و ژرف‏تر از ناكامى‏هاى پيشين بر جامعه ايرانى به جا گذاشت.

 
 

  

آغاز سخن‏پراكنى
بخش برنامه‏هاى بى‏بى‏سى به زبانهاى خارجى با زبان عربى و در پاسخ به تبليغات راديويى نازيها كه طى جنگ جهانى دوم كمر به نابودى نفوذ انگلستان بسته بودند به وجود آمد. سه سال پس از راه‏اندازى بخش عربى بى‏بى‏سى در 14 دى‏ماه 1316 و ده ماه پس از آنكه راديو ايران به كمك آلمانيها ايجاد شد، بخش فارسى راديو بى‏بى‏سى در دوم دى‏ماه 1319 آغاز به كار كرد.
                                                         حسن موقر باليوزي (چپ)، مجبتي مينوي،‌ ويكتور گلندنبنگ
                                                                                     
دفتر بي‌بي‌سي، لندن

مجتبى مينوى، كه بعدها اديبى سرشناس شد، از نخستين گويندگان بخش فارسى بى‏بى‏سى بود. مينوى براى سفرى مطالعاتى به انگلستان رفته بود اما از ترس آنكه در ايران از سوى رژيم رضاشاه براى مسائل سياسى تحت پيگرد قرار گيرد، در انگلستان ماندگار شد و به تدريس فارسى در دانشگاه آكسفورد پرداخت. تصميم مينوى براى پيوستن به بى‏بى‏سى از نظر مسئولان آن چنان اهميتى داشت كه در آغاز گزارش محرمانه‏اى ثبت شده است و در پايان آن نيز آمده: ''اكنون براى راه‏اندازى بخش فارسى آماده‏ايم.`` مينوى اواخر شهريور 1320 كه بى‏بى‏سى هنوز يكساله نشده بود گوينده خبرهايى شد كه ''معروف است شاه را از تخت سرنگون كرد.``
 

چند سال بعد مسعود فرزاد هم به مينوى در بى‏بى‏سى پيوست. اين دو به همراه صادق هدايت و بزرگ علوى اعضاى گروهى بودند كه نامش را براى دست‏انداختنِ گروهى موسوم به سَبْعه كه از ادباى معروف تشكيل شده بودرَبْعه گذاشته بودند. در گروه فارسى بى‏بى‏سى اديبى انگليسى به نام لارنس پل اِلْوِل‏ساتِن هم كار مى‏كرد. اِلْوِل‏ساتِن كه براى شركت نفت ايران‏وانگليس هم كار كرده بود بعدها در سِمتِ استاد زبان فارسى در دانشگاه اديمبورو، در اسكاتلند، با نوشتن كتاب نفت ايران از جنبش ملى‏كردن نفت در ايران دفاعى پرشور كرد. نخستين برنامه فارسى بى‏بى‏سى را حسن موقّر باليوزى اين‏گونه آغاز كرد: ''در اين هنگام كه خبرفرستى به وسيله راديو به زبان فارسى از بريتانياى كبير آغاز مى‏شود، بنگاه راديوى انگلستان به تمام گوش‏دهندگان ايرانى و فارسى زبانان در هر جاى جهان كه باشند دوستانه درود مى‏گويد.`` بعدها واژه آشناى ''شنوندگان‏`` جاى تركيب ثقيل ''گوش‏دهندگان‏`` را گرفت.
 

نخستين برنامه به‏شكل گزارشهاى خبرىِ پانزده‏دقيقه‏اى بود كه چهار روز در هفته پخش مى‏شد. اما به‏زودى و با راهنمايى سفارت انگلستان در تهران برنامه‏ها حالت روزانه پيدا كرد و بيشتر شامل تفسيرهايى درباره جنگ بود. موسيقى و شعر كلاسيك فارسى نيز پخش مى‏شد. از آنجا كه نيروى دريايى انگلستان و بخش بزرگى از اقتصاد آن كشور به نفت ايران متكى بود، سفارت انگلستان در تهران ميل داشت برنامه‏هاى فارسى راديو بى‏بى‏سى درباره نفت هم تفسير پخش كند.
 

گرچه نقش بخش‏فارسى بى‏بى‏سى‏در تضعيف رضاشاه در خاطره‏ها مانده است، در آغاز كار از برنامه‏هايش انتقاد مى‏شد كه بيش از حد طرف رضاشاه را مى‏گيرد. هنوز دو ماه از آغاز بخش فارسى نگذشته بود كه مقامات شركت نفت ايران و انگليس به بى‏بى‏سى در مورد ''خطرات مدح بيش از حد شاه‏`` هشدار دادند زيرا بسيارى از ايرانيان وى را محدودكننده آزادى مى‏دانند و به سبب ''مقامهايى كه دوروبرش را گرفته‏اند و نيز هزينه‏هاى فزاينده زندگى‏`` سرزنش مى‏كنند. حمله نازيها به اتحاد شوروى كه احتمال دسترسى آلمان به حوزه‏هاى نفتى قفقاز و ايران را افزايش داد نقطه عطفى ايجاد كرد. به‏رغم آنكه ايران در جنگ اعلام بيطرفى كرده بود، نيروهاى انگلستان و شوروى در شهريور 1320 ايران را اشغال كردند. طى روزهاى سوم تا پنجم شهريور كه اشغالگران در حال جنگ با نيروهاى ايران بودند، كاركنان ايرانى بى‏بى‏سى در حركتى اعتراض‏آميز از خواندن خبر خوددارى كردند اما در ترجمه اخبارى كه اِلوِل ‏ساتِن مى‏خواند به او كمك مى‏كردند.

سفير و نامه‏هايش‏
از شهريورماه، نبرد بى‏بى‏سى عليه رضاشاه با ''اتكاى كامل بر گزارشهاى‏`` سفارت انگلستان در تهران و با پخش گزارشهاى خبرى درباره خواست مردم ايران براى آزادى، دمكراسى و اجراى كامل قانون اساسى ايران آغاز شد. چند روز بعد بى‏بى‏سى از انتقال جواهرات سلطنتى از تهران گزارش داد و افزود كه ''گمان مى‏رود هدف از اين كار، حفاظت از جواهرات است، نه خارج كردن اين دارايى گرانبهاى متعلق به دولت از قلمرو ايران‏``. حملات مستقيم به رضاشاه در پى آمد، از جمله با اتهاماتى شامل بيگارى‏كشيدن از مردم در كارخانه نساجى‏اش و اينكه با رساندن آب پايتخت به ''املاك خود كه در آنجا براى بازار تهران سبزى توليد مى‏كند`` باعث بروز كم‏آبى در تهران شده است.
 

با كناره‏گيرى رضاشاه از سلطنت به نفع پسرش در 25 شهريور، بى‏بى‏سى كوشيد انتظارات ايرانيان براى اصلاحات سياسى را كاهش دهد و به آنان هشدار داد كه گذر از ''استبداد`` به ''دولتى واقعاً مبتنى بر قانون اساسى ... بايد تدريجى باشد و به شكيبايى فراوان ... نياز دارد.`` بى‏بى‏سى در تفسيرى اعلام كرد: ''اعاده حكومت قانون بايد مبتنى بر همكارى، انتقاد سازنده و نه مخرب و، از همه مهمتر، عارى از منفعت‏طلبى باشد`` وگرنه ''استبدادى كه چنين دشوار از ميان برداشته شده است به آسانى و در شكلى تازه باز مى‏گردد.``
 

بخش فارسى بى‏بى‏سى در ماههاى آغازين فعاليتش نمى‏توانست با راديو برلن برابرى كند. راديو برلن به انگلستان مى‏تاخت و از رضاشاه هم انتقاد مى‏كرد. اين حمله‏هاى راديو آلمان كه گوينده پرطرفدار آن بهرام شاهرخ نام داشت گمان مى‏رود سبب قتل پدر او، ارباب كيخسرو شاهرخ، بازرگان زرتشتى از سوى عمّال حكومت شده باشد. اما با سرنگونى رضاشاه، بى‏بى‏سى كه در ايران به ''راديو لندن‏`` شهرت داشت به چنان جايگاهى رسيد كه حتى محمدعلى فروغى، نخست وزير ايران نيز، البته بدون ذكر نامش، از آن براى پخش گفتارى استفاده كرد كه نويسنده آن ''دانشجوى برجسته ايرانى امور خارجى و يكى از دوستان انگلستان‏`` معرفى شد.
 

پنج سال بعد، جنگ تمام شده بود اما تلاطم فزاينده سياسى منجر به اعتصابها و بلواهاى كمبود مواد غذايى شد؛ سازمان‏هاى سياسى بسيارى پديد آمدند كه حزب توده بزرگترين و سازمان‏يافته ترين‏شان بود و گرايشهاى مركزگريزى در استانها به ويژه در آذربايجان و كردستان بروز كرد. درخواست امتياز نفت شمال ايران از سوى شوروى باعث مخالفت ملى‏گرايان ايرانى شده بود كه با قرارداد سال 1312 ايران و انگلستان هم شديداً مخالف بودند. در مناطق نفت‏خيز، كارگران ايرانى صنعت نفت به حقوق و شرايط كار شركت نفت ايران و انگليس معترض بودند. در مرداد 1325 اعتصاب عمومى كارگران صنعت نفت به خشونت كشيد و نيروهاى انگلستان به نزديكى آبادان گسيل شدند.

ناو در ساحل، سخنها در فضا
در تيرماه 1325 كشتيهاى جنگى انگلستان در آبهاى عراق لنگر انداختند و دولت انگلستان به بى‏بى‏سى اطلاع داد كه ممكن است ''بار ديگر`` از بخش فارسى بى‏بى‏سى بخواهد كه ''به طور مستقيم به فعاليت تبليغاتى بپردازد.`` اطلاعاتى كه وزارت خارجه انگلستان ارائه كرده بود ''كاملاً روشن‏`` مى‏كرد كه وضعيت از نظر منافع نفتى انگلستان در ايران ''پيش از پايان تابستان بحرانى مى‏شود و به هر وسيله‏اى كه لازم باشد بايد از اين منافع حفاظت كرد.``
 

در سندى از وزارت خارجه انگلستان زير عنوان ''تبليغات در ايران‏`` آمده است كه چنانچه ''تصميم گرفته شود از طريق كاهش سهم مالكانه ايران به تلافى تعطيلى‏ها، ايران را تحت فشار قرار دهيم يا تهديد به مداخله كنيم يا به هر اقدام ديگرى متوسل شويم، دستگاه تبليغاتى ما نيز بايد در صورت لزوم براى حمايت از اقداماتمان آمادگى داشته باشد و واقعيتها و تبعات آن را به اطلاع همگان برساند.`` طبق اين سند، بى‏بى‏سى را ''هر گاه اعلام شود مى‏توان طى چند ساعت وارد عمل كرد. بقيه كارها بايد در محل انجام گيرد. اگر دستگاهِ محلى براى اين منظور كافى نباشد يا مطالب تبليغاتى لازم در دسترس نباشد، جناب سفير بايد براى اصلاح اوضاع فوراً توصيه‏هاى لازم را به دست دهد.``
 

طبق اين سند وزارت خارجه، خط تبليغات ''بايد متكى به خط مشى اتخاذ شده باشد. بنابراين، براى مثال، مادام كه اميدى به ايجاد شكاف در حزب توده وجود دارد حمله به كليت حزب توده نوعى تبليغاتِ زيانبار است. يا تا وقتى اميد به همكارى با نخست‏وزير [قوام‏] وجود دارد نبايد به سبب ناكامى دولت [كه سه وزير از حزب توده در آن حضور داشتند] در اجراى اصلاحات به وى حمله كرد.``
 

در عين حال در سند مذكور توصيه شده بود كه بايد كوشيد ''اتهامات كلى و نامشخص در اين باره كه ما طرفدار بازگشت به شرايط سابق هستيم رد شود`` و خاطر نشان شود كه ''در شهريور 1320، اين بى‏بى‏سى، و نه راديو مسكو، بود كه نداى اصلاحات در ايران سر داد.`` قرار بر اين شد كه براى اصلاحات اجتماعىِ مورد نظر دولت حزب كارگر انگلستان ''حداكثر تبليغات‏`` انجام شود و توصيه شد ''به كمونيسم علناً حمله شود و ماهيت سركوبگرانه، دستورگرفتنِ آن از خارج و بى‏توجهى آن به ملاحظات بشردوستانه مورد تأكيد قرار گيرد.``
 

بى‏بى‏سى تنها در مورد سبك چنين برنامه‏هايى نگران بود و اين نگرانيها به سهولت برطرف شد. وزارت خارجه انگلستان اين درخواست بى‏بى‏سى را ''بيدرنگ پذيرفت‏`` كه هرگونه درخواست اتمام حجت‏گونه از ايران ... بايد به خود دولت (انگلستان) منتسب شود و عباراتى كليشه‏اى از قبيل ''محافل موثق‏``، ''يك منبع آگاه‏`` و غيره به كار نرود. ''وزارت خارجه انگلستان اين تذكر مديران بى‏بى‏سى را هم پذيرفت كه در اوضاع پديدآمده پس از جنگ، ''اكثر مردم [بريتانيا] از جمله كاركنان تهيه و پخش بى‏بى‏سى به شدت به هرگونه رهنمود خاصى كه ناشى از مخالفت ارتجاعى با شوروى قلمداد شود حساسيّت دارند."

 

چند هفته بعد، وزارت خارجه از بى‏بى‏سى خواست كه دو تلگرام سفارت انگلستان در تهران را كه در آن از مبارزه ''شديد و مداوم‏`` برخى روزنامه‏هاى ايرانى عليه آن كشور انتقاد شده بود به شكل ''نامه‏هاى سرگشاده‏`` و بى‏نام پخش كند. طبق اظهارات بعدى مقامهاى بى‏بى‏سى، نامه نخست در شرايطى از راديو پخش شد كه ''فرصتى براى بحث در مورد آن نبود``. اما بى‏بى‏سى از پخش نامه دوم خوددارى كرد. در نامه دوم، اين اتحاد شوروى بود كه پشت روزنامه‏هاى ضد انگليسى قرار داشت و ''هدف آشكار آن نيز به طور مشخص لطمه‏زدن به منافع انگلستان در ايران بود.`` نامه ''سرگشاده‏``ى مذكور هشدار مى‏داد كه چنين روندى فقط سبب ايجاد خلئى خواهد شد كه بى‏درنگ با شكلى جديد و شوم از امپرياليسم پر خواهد شد. در تلگرام سفارت، مخالفت انگلستان با حزب توده نيز كه آرمانهايى كه مدعى دفاع از آنهاست شباهت چشمگيرى به آرمانهاى حزب كارگر [حزب حاكم بريتانيا در آن زمان‏] دارد تكذيب شده بود.
 

بى‏بى‏سى معتقد بود كه ''صرفاً به دليل معيارهاى كارآيى برنامه‏هاى راديويى‏`` نمى‏تواند پخش اين گونه نامه‏هاى بى‏امضا را بپذيرد و از وزارت خارجه پرسيد آيا نمى‏توان اين گونه اقدام سياسى را به صورتى ملايم‏تر و با ذكر منبعى رسمى و مشخص انجام داد.`` بى‏بى‏سى در ضمن پيشنهاد كرد ''نامه‏``ى مذكور را به تشخيص و صلاحديد خود ويراستارى كند و پس از بخش اخبار، به نام ''يك خبرنگار`` (و نه ''خبرنگار ما``) پخش كند.
 

در تماسهاى بعدى با وزارت خارجه، بى‏بى‏سى پذيرفت كه دولت انگلستان به لحاظ قانونى مى‏تواند با پذيرش مسئوليت كامل و علنى، پخش هر چيزى را از بى‏بى‏سى درخواست كند، اما معتقد بود ''تا آنجا كه ممكن است بايد از راه مذاكرات منصفانه از بروز چنين وضعيتى جلوگيرى كرد.`` به اين ترتيب، بى‏بى‏سى حاضر بود ''بيانيه‏ها يا تفسيرهاى ويژه را با ذكر منبع رسمى‏`` براى پخش بپذيرد. بى‏بى‏سى در عين حال به وزارت خارجه هشدار داد اگر چنين بيانيه‏هايى ''محتوايى بسيار تحريك‏آميز يا لحنى بسيار پرخاشگرانه‏`` داشته باشند، ''به احتمال قريب به يقين تكذيبيّه‏هايى به همان اندازه شديد يا واكنشهاى ديگرى‏`` در پى خواهد داشت كه بى‏بى‏سى ‏براى نشان‏دادن ''بيطرفى و قابل‏اعتمادبودن‏`` خود چاره‏اى جز پخش آنها ندارد.

 

*  اين مقاله با راهنمايى دكتر همايون كاتوزيان براى عرضه در هجدهمين كنفرانس سالانه مركز پژوهش و تحليل مسائل ايران در فروردين 1379 در ايالات متحده آمريكا نوشته شد. متن انگليسى آن در شماره ارديبهشت 1380 مجله پژوهش و تحليل مسائل ايران و ترجمه فارسى آن همزمان در ماهنامه صنعت حمل و نقل (شماره 201) چاپ شده است.

 اطلاعات مربوط به امور داخلى بى‏بى‏سى كه در اين مقاله آمده برگرفته از اسناد بايگانى مركزى بى‏بى‏سى است.

 

اطلاعات بيشتر درباره جنبش ملى‏شدن نفت ايران در:

    مصطفى فاتح، پنجاه سال نفت ايران، تهران، شركت سهامى نشر كتاب، 1335.

    مصطفى عِلم، نفت، عدالت و اصول، ترجمه غلامحسين صالحيار، انتشارات روزنامه اطلاعات، 1371.

    ال. پ. الِول‏ساتِن، نفت ايران، انتشارات صابرين، تهران 1372

    دكتر محمدعلى همايون كاتوزيان، مصدق و مبارزه بر سر قدرت، ترجمه فرزانه طاهرى، تهران، نشرمركز، 1372

    محمدعلى موحد، خواب آشفته نفت: دكتر مصدق و نهضت ملى ايران، تهران، نشر كارنامه، 1378

    نويسنده از خانم فلوريدا صفيرى و آقايان لطفعلى خنجى و هژير تيموريان براى رهنمودهايشان و از آقاى عباس زندباف براى ترجمه مقاله تشكر مى‏كند و از دريافت اطلاعات و نظرات خوانندگان، به ويژه خوانندگانى كه در دوره مورد بحث از شنوندگان بى‏بى‏سى بوده‏اند، سپاسگزار خواهد شد. بديهى است مسئوليت هر خطايى در اين مقاله تنها با نويسنده است.

    

حسین شهیدی در دانشگاه آمریکائی بیروت در رشته ارتباطات درس میدهد؛. بیش از بیست سال در بی بی سی و مطبوعات ایران خبرنگار و مدرس خبرنگاری بوده؛ در چندین کشور آسیائی و عربی برای خبرنگاران حرفه ای دوره آموزشی برگزار کرده؛ و در افغانستان، از طرف سازمان ملل متحد، مسئولیت کمک به تشکل و آموزش زنان خبرنگار را بر عهده داشته است.

   در دانشگاه آمریکائی بیروت مهندسی برق و الکترونیک و در دانشگاه لندن اقتصاد خوانده، و از دانشگاه آکسفورد، با نوشتن پایان نامه ای در بارۀ رشد روزنامه نگاری حرفه ای در ایران پس از انقلاب، درجه دکتری گرفته است.

 

متن انگلیسی این تحقیق                                                               This paper in English

         

به همين قلم:  گسستن از سنت و ميل به تجربه و آموزش در كار خبررسانى‏
 

  شمارۀ يازدهم، شهريور 80

 

ادامه در صفحۀ 2 

 

صفحۀ‌‌ اول    مقاله / گفتگو/ گفتار            فهرست مطالب   سرمقاله‌ها

 

دعوت از نظر شما

 

نقل مطالب اين سايت با ذكر ماخذ يا با لينك آزاد است.

 

X