صفحۀ‌‌ اول   كتاب مقاله / گفتگو/ گفتار            فهرست مطالب سرمقاله‌ها


 

صفحة يك از سه صفحه

انسان ِ ابزارنساز ـــ 1

درهرحال، دریغ و درد كه ما حضور نخواهیم داشت.  صد سال پس از امروز، ایران به احتمال نودونه درصد همچنان سرگرم فروش نفت، هدردادن درآمد آن و ادامۀ‌ بازی ِ یك گام به پیشْ دو گام به پس است.  یك درصد هم احتمال دارد با تغییر مرزهای این منطقه و ایجاد كشورهایی جدید، پمپاژ عایدات چاههای نفت به مصارفی عشقی مدتها پیش از آن پایان یافته باشد.  بر اساس اعتقاد به جاودانگی ِ ایران، چشم‌انداز نودونه ‌درصدی حرف ندارد.  با توجه به روند كنونی اوضاع و شبح ِ سیاه گردبادهایی كه در افق دیده می‌‌شود، آن احتمال ِ یك درصدی قوی‌‌تر به نظر می‌‌رسد.

پیشگویی ِ اینكه چه خواهد شد با كسانی است كه در رشتۀ فال قهوه ‌تخصص دارند (پیشگویی شرعاً حرام است).  شاید بتوان فقط پیش‌بینی كرد كه در نوروز 1487 كسانی، ضمن فكركردن به انقلاب آینده و افسوس‌خوردن بر انقلابهای گذشته، همچنان مطالبی خواهند نوشت با این مضمون كه در ابتدای قرن بیست و یكم جلو مدرنیتۀ‌ اصیل‌مان را گرفتند، نوعی مدرنیزاسیون كاذب بر ما تحمیل كردند و از پرواز جا مانديم.
 

زمانی مخالفان شعر نو به اصحاب آن توصیه می‌كردند اگر واقعاً برای نسلهای آینده شعر می‌گویند چه بهتر كه شعرهایشان را در جایی برای آیندگان ذخیره كنند و دست از سر اكنونیان بردارند.  این نوشته هم شاید بهتر باشد در همان دولابچۀ فرضی مضبوط بماند.  از سه نكتۀ‌ آن، یكی تخصصی و مربوط به كمتر از یك در هزار جمعیت است.  دومی به شماری كوچك، و سومی به تمام مردم مربوط می‌شود.

 

 

 

 

 

در زمان محمدشاه قاجار در دهه‌های 1830 و 40، مبلغان مسیحی از لبنان دستگاههای چاپ و حروف سربی به اصفهان آوردند.  با این ابزار، انجیل و مطالب دینی چاپ می‌كردند اما ایرانیان مسلمان علاقه‌ای به استفاده از آنها نشان ندادند.  در مملكت عثمانی قرنها چاپ مطالب تركی، عربی یا فارسی ممنوع بود زیرا حكومت و دیانت نگران بودند جعل تشویش باعث اكاذیب اذهان شود.

به دستور عباس ميرزا از روسيه و انگلستان دستگاههای چاپ وارد كردند و در تهران و تبريز چاپخانه راه انداختند اما در سراسر سالهای سلطنت نوه‌اش، ناصرالدین شاه، روزنامه‌های دولت و دربار را با دست می‌نوشتند و با مطبعۀ سنگی تكثیر می‌كردند.  تا دهۀ 1310 كتاب چاپ سنگی رایج بود.  اين مملكت را پشت‌كردن به چاپخانه بيش از آن عقب نگه‌داشت كه قابل جبران باشد.  حتی در انتهای دهۀ 1320، یعنی بعد از جنگ جهانی دوم كه فناوری در شرق و غرب عالم دگرگون شده بود، در شهر یزد اوستا را با همین شیوه چاپ كرده‌اند.  در پاكستان، روزنامه‌های اردوزبان را همچنان با فونتی بين نـَسخ و نستعلیق چاپ می‌كنند كه از نظر زیبايی‌شناسی،‌ چیزی در مایۀ چاپ سنگی است.

در دهۀ 1350 دستگاههای حروفچین آی‌بی‌‌ام و لاینوترون كه با سرب كاری ندارد به ایران هم رسید و در دهۀ 1370 با انقلاب كامپیوتری،‌ طی تنها چند سال چاپخانۀ سربی در سراسر مملكت برچیده شد.  چندین نرم‌افزار به بازار آمد و ناپدید شد تا سرانجام صنعت رایانه در نیمۀ دهۀ 1990 در سراسر جهان، محیط ویندوز را پذیرفت.

در ایران محیط داس
(DOS) از میدان به در نرفت و نرم‌افزاری فارسی كه برای این محیط ساخته شده است همچنان صنعت نشر كتاب را در اختیار دارد.  در این تكنیك، متن ِ خام ِ كار جدا از شكل نهایی آن قابل دیدن است.  روزنامه‌ها و نشریاتی كه متن را با تصویر همراه می‌كنند و باید هر لحظه شكل نهایی صفحه را ببینند به محیط ویندوز روی آورده‌اند.

 

نرم‌افزار داس برای‌ چاپ متن ِ تخت كفایت می‌كند اما در اینترنت برای متن داس جایی نیست.  از این رو، مطالب داس را باید به محیط ویندوز منتقل كرد، و این تبدیل برای خودش ماجرایی‌ است.  صفحه‌بندی به هم می‌ریزد، پانویس‌ به داخل متن می‌آید، بسیاری علایم و جزئیات، از جمله خط تیره، از میان می‌رود و شیرازۀ متن چنان می‌گسلد كه مرتب‌كردنش ممكن است كار نمونه‌خوان نباشد.

متن داس را می‌توان عیناً تبدیل به تصویر (پی‌دی‌اف) كرد و روی وب گذاشت.  اما دست‌كم دو مشكل پیش می‌آید.  برای انتقال متون تصویری، باند پهن و خطوط پرسرعت لازم است.  در ایران با باریك‌‌كردن مسیر و ایجاد دست‌انداز ترتیبی داده‌اند كه چنین كارهایی ‌دشوار و وقت‌گیر شود.  نكتۀ مهمتر اینكه خواندن متن تصویری، بخصوص وقتی طولانی باشد، روی‌ مانیتور دشوار و خسته‌كننده است.  می‌توان كپی (پرینت) گرفت اما در ایران تهیۀ پرینت پی‌دی‌اف كتاب به مراتب گرانتر از نسخۀ چاپی همان متن تمام می‌شود. چنانچه متنی ممنوع باشد، بردن دیسكت آن به در دكان نیز مسئله‌ای است.

 

 

چرا ناشران ایران كه عاشق مدرنیته و پست‌مدرن‌اند دست از سیستم داس بر نمی‌دارند؟ شاید هزار دلیل داشته باشد؛ شاید هم دلیلی نداشته باشد و این شكل طبیعی امور در ایران است.  این قدر می‌‌توان گفت كه به داس عادت كرده‌اند.  پس از سالها ممارست، مدیران بنگاههای انتشارات فوت‌و‌آبند كه متن را باید چگونه فرآوری كرد تا به نتیجۀ مورد نظر برسد.  با سیستمی جدید، ابتدا باید یاد گرفت و سپس به كارمند دستور داد چه كند.

دلایل اقتصادی البته، مانند همه جا، تعیین‌كننده است.  تایپـیست برای نرم‌افزار داس نه تنها فراوان‌تر از همتای ویندوزی است بلكه معمولاً دستمزدی به مراتب كمتر می‌گیرد.  حتی روزنامه‌ها كه صفحات را با ویندوز می‌بندند ترجیح می‌دهند متن را پس از تایپ با داس، تبدیل كنند.

 

نسخۀ قابل چاپ ِ نرم‌افزار داس ايرانی‌ـ فارسی بدون قفل سخت‌افزاری كار نمی‌كند.  از اين رو،‌ كپی ِ سرقتی وجود ندارد و باید برای خريد آن پول داد.  در عوض تا قیام قیامت همین خواهد بود.  معادل تاریخی چاپخانۀ سنگی پدران‌: یك سنگ صاف، قدری مركب و یك نورد كه قابل ارث گذاشتن است.

از نرم‌افزار ویندوز، كپی قفل‌شكستۀ سرقتی و مجانی همه‌جا ریخته است.  اما اصل كار مدام بهسازی و پیچیده‌تر و سنگین‌تر می‌شود و روی كامپیوترهایی كه با مونتاژ قطعات پراكنده درست شده‌اند گاه بدقلقی می‌كند.  در حالی كه ناشران همگی داسی‌اند، تایپ كتاب با ویندوز یعنی اثر از جریان تكنولوژی متداول خارج می‌شود.

در ایران نه تنها نرم‌افزار مسروقه را امضا می‌كنند، بلكه حتی حرف آر داخل دایره را كه علامت قانونی ‌ثبت محصول است در برابر اسم شركت كش‌رونده می‌گذارند ـــ عملی متهوّرانه كه یحتمل در جهان بی‌همتاست.  پرخرج‌ترين كتابهای جهان یعنی متون پزشكی را هم نه تنها افست می‌كنند، بلكه طبق مقررات می‌نویسند چند نسخه از این كتاب در كجا چاپ شده است.  این دستبرد و اغتشاش نمی‌‌تواند ابدی باشد.  اهل نشر چشم‌انداز پیوستن به معاهدات جهانی را از نظر دور نمی‌دارند و از نرم‌افزاری كه بهسازی می‌شوند و هر بار بايد از خارج خرید فاصله‌ می‌گیرند.

 

  

انسان محكوم به غافلگیرشدن در برابر آینده است.  امروز با وب مشكل داریم، فردا و پس فردا شاید با بسیاری چیزهای دیگر هم گرفتاری داشته باشیم.  آن مشكلات احتمالی را فقط با بحث سوپرفلسفی نمی‌توان توضیح داد.  پدران ما دلشان خواست به جای چاپخانۀ ساختۀ فرنگی، از چاپ سنگی استفاده كنند.  هم ناصرالدین شاه خط نرم نستعلیق دستنویس را به حروف نـَسخ ِ زاویه‌دار ِ سربی ترجیح می‌داد و هم مهروتسبیح‌فروش دم مسجد سپهسالار.

ناسازگاری با كهكشان وب كم مسئله‌‌ای نیست.  رفته‌رفته كل بشریت، تمام رستورانها، روزنامه‌ها، كتابخانه‌ها، گورستانها، فروشگاهها و دانشگاهها از آلاسكا تا استرالیا به بركت اینترنت به تك‌تك مردم دنیا پیوند می‌خورد.  حتی جمهوری اسلامی ایران، با وجود انزوای فزاینده، بخشی از این شبكه است.  اما صنعت نشر ایران به سبب تكنولوژی‌اش حتی از بانكها و دانشگاهها و روزنامه‌ها و ادارات خود این مملكت جدا افتاده است.

می‌توان با داس كتاب منتشر كرد اما سایت روابط عمومی را، مثل تمام دنیا، با ویندوز ساخت.  نكته این است: اگر گسل، شكاف، شقاق، دوگانگی، ناهمخوانی یا با هر اسم دیگری مسئله نیست، جامعۀ ایران نباید با همه چیز این همه مسئله ‌داشته باشد.  اگر شاهدیم كه هیچ با هیچ چیز سازگار نیست، پس لابد گسلها سرانجام از جایی بیرون می‌زند.

 

  

پدرانی كه ادعا می‌شود مدرنیتۀ واقعی از آنها دریغ شد به  گلستان و بوستان با خط نستعلیق و چاپ سنگی خرسند بودند.  نخستین محصولات درخشان چاپ مدرن را تكنیسین‌های آلمانی ِ هنرستانهای فنی در دهۀ 1310 تا 20 به دست دادند ــــ يعنی همان مدرنيزاسيون به‌اصطلاح تحميلی‌ای كه اهل نظر تحقيرش می‌كنند.  از جمله، مطالب مجلۀ  ایران باستان‌، به مدیریت ابراهيم سیفآزاد، و گراورهای آن از دفتر تبلیغات حزب نازی در برلن می‌رسید.  پس از هفتاد سال،‌ چاپ این مجله همچنان جای تحسین دارد.  اگر چاپ و نشر ایران همان روشهای‌ فنی را ادامه می‌داد و حس زیبايی‌شناسی را هم در خود تقویت می‌كرد، شاید امروز در سیستم داس در گـِل نمانده بود.

همچنان‌كه اشاره شد، موضوع اساساً اقتصادی ‌است و بر بستر ریال فرود می‌آید.  اما در جنبۀ فرهنگی، چگونه باید مهارت كار با ابزار، حس زیباشناسی، وجدان كار و میل به پیشرفت را به یك ملت تزریق كرد؟

 

ادامه در صفحۀ 2  

 

editor@lawhmag.com

 mGhaed@lawhmag.com  

نقل مطالب اين سايت با ذكر ماخذ يا با لينك آزاد است.

X