محمد قائد


  

 

 

 

سفرهایی
از پشت
میز

 

         

 

 

دربارهٔ این نوشته‌ها می‌توانید در فیسبوک

١   و   ٢

نظر بدهید یا پیام بگذارید.

 

در نخجیرگاه

در فکرم وقتی آبها از آسیاب بیفتد سر بریدهٔ پرابهّت سسیل (یا سیسیل) در حراج کلکسیونر‌ها چقدر می‌ارزد.  حتی شیر کمپانی مترو گلدوین مایر پس از دهه‌ها غریدن در آغاز فیلمهای پربیننده چنین آوازه و بهایی نیافت.

 

 

تولید و توزیع حقایق“ مجازی

آدمها به اتفاق فکر می‌کنند، به اتفاق نتیجه می‌گیرند و به اتفاق گول می‌خورند ـــــ چه با خودکار بیک و افست چهاررنگ، یا با کیبورد و ابزار سپهر الکترونیک.

 

 

عالـَم به مثابهٔ سفرهٔ نذری

جهان را سَلـَف‌سرویسی ببینیم که در ساحت پروتئین و لیپید و ویتامینش یک ساعت گوارش صحیح بهتر از هفتاد سال فلسفیدن نیم‌‌جویده است.

 

چاپ سوم

 

 

 

خطا در ترجمه و بدفهمی در ترجمان

وقتی به برخی نمونه‌های ادبیات داستانی نوشتهٔ نویسندگان معاصر ایرانی نگاه می‌کنیم که گویی حتی ناشر با دقت و علاقه نخوانده است و تایپیست و مصحح بنگاه او اهمیتی نداده‌اند که این کلمات این همه بار غلط نوشته شده‌اند، گناه مترجمی که تیم بیسبال شهر نیویورک را با تیم بسکتبال آتلانتا اشتباه می‌گیرد بخشوده نمی‌شود اما شاید اندکی سبک شود.

 

 

پارانویا به مقدار دلخواه

فیلم درخشان پولانسکی منو را به دست بیننده می‌دهد: اگر می‌گویید خیالبافی است که هیچ؛ اگر نه، به مقدار دلخواه پارانویا اضافه کنید ـــــ هم به داستان فیلم و هم به جریانهای پشت دوربین آن.

 

 

تجربه‌های تکرارناپذیر

یگانه‌بودن شرایط را در مورد تجربهٔ جوامع گوناگون در زمینه‌ٔ تحولات اجتماعی و انقلابهای سیاسی نیز می‌توان دید.  یا حتی در کاری مانند، به‌اصطلاح رایج در ایران امروز، روزنامه‌زدن.

 

 

منتشر شد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یادداشت مترجم

آن شب در اتاق نشیمن همسایه‌های ورّاج و فضول

 

 

ما و روزگارمان

داریوش همایون در رژیم مورد علاقه‌اش آرزوی جایگاهی داشت که فکرش را هم نمی‌توانست بکند در رژیمی اسلامی به آن برسد.

 

 

عزیمت شیخ‌الشیوخ

آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی از جمله كسانى بود كه ميل داشتم مجال صحبتی خصوصى با آنها دست دهد.

 

 

بهشت از طریق جهنم ــــ و بالعکس

عقب‌نشینی مطبوعات غرب در برابر فشار مسلمانها در عمل یعنی دوباره میدان‌دادن به کلیسا و دست کشیدن از  امتیاز آزادی بیانی که روشنگری اروپا طی چند قرن مبارزه با دین به دست آورده است.

 

هتل

ایام محبس در کنار اهل قشون

 

پیش به سوی جهانی عاری از مدیرمعلم

آغاز پائیز زیباست خصوصاً اگر لازم نباشد به مدرسه بروی.

 

بدعت، چپو و افکار عمومی

بدعت، هرچند من‌درآوردی و خلاف عقل و قاعده و قانون، تبدیل به عادت می‌شود و عادت تبدیل به سنت.

 

هفت قدم تا ابدیت

 

صلح: وقفه‌ای ملال‌آور بین نشاط جنگها

                                                  ١، ٢،  ٣ ، ٤

 

ناگزیریم با نگرش امروز به گذشته نگاه کنیم

 

تأملات پساشالاپ

باز هم ناگزیر دربارهٔ ٢٨ مرداد

به جای نگاه حسرت‌بار به گذشته، شاید صحیح‌تر باشد بپرسیم: آن فکرها به چه نتیجه‌ای منجر شد و آن شیوه‌ها چرا همچنان ادامه دارد؟

 

شاعران نارس، شاعران بالغ

دنبال چیزی در فایلها می‌گشتم به این مطلب برخوردم به تاریخ سال ٩١ اما بدون روز و ماه.  ظاهراً خیال داشته‌ام هوا کنم اما فراموش شده.

 

سلوفان بر مهمل و کلیشه: دربارهٔ انشا

                               

والله یحب‌السارقون

 

مردی سودایی که با شتاب زیست و با عجله مُرد

 

تابستان ١٩١٩: چند ایرانی، علاف در پاریس

ایران هم از آن زمان تاکنون بسیار دگرگون شده اما نه به اندازهٔ کافی و نه در تمام موارد در جهت مثبت با نتایجی پایدار.  ما همچنان به طرز غم‌انگیزی ایرانی هستیم.

کشتی ایران سال ١٢٩٨ به گـِل نشسته بود؛ ملک‌الشعرای بهار پیشتر گفته بود ”به گرداب بلاست.“  امروز هم بخشی بزرگ از مردم  طبق معمول از وضع موجود ناخشنودند، گرچه به تجربه دیده‌اند نور ته تونل تاریک ممکن است قطاری باشد که می‌آید زیرت بگیرد.

 

آواز دهل شنیدن

دربارهٔ ملاقات تی. اس. الیوت و گروچو مارکس

 

تأمل در یک تصنیف

انسان ابتدا در موقعیتی قرار می‌گیرد و بعد فکر و حرفش را به اقتضای آن موقعیت تنظیم می‌کند.

 

پرفروش‌های آن روزها

دربارهٔ لیست کتابهای پرفروش اوایل ٥٨

 

انسانهایی سخت مصمم اما بدجوری خارج از رده

 

توپهای ماه اوت

با یادداشت مترجم

مرگ در اثر گاز خردل و شلوار قرمز: پایان روزگار خوش 

 

امان از نوحه‌خوانی و داستان‌پردازی

نامه به سردبیر

                                 

قدرتهای خیابانی

نبردی برای حداکثر مقدار سرقت و چپو در کوتاه‌ترین زمان.  نوعی شطرنج با مهره‌هایی در اندازهٔ واقعی هیکل انسان.

 

 

یانکی و حاج‌آقا

مرور پیشینه و چشم‌انداز روابط ایران و آمریکا

 

شهید مظلوم

دربارهٔ آیت الله بهشتی

 

نخستين روزها از بقيهٔ آينده

”خورد به انقلاب“

 

تهرون‌آباد: آنچنان که بودیم

گم‌شدن در ازدحام شاید مجال دهد خودمان را پیدا کنیم.

 

حیطهٔ‌ تخیّل و عهد شباب

یادهای انجمن فیلم دانشگاه شیراز

 

هیئتی‌ها در فرست کلاس

به بیان و با لحن اهل ورزش: چه می‌کنند این هیئتی‌ها حتی در هواپیمای

اختصاصی.

 

جن‌گیرها و جن‌زدگان

آیا هزارها بقعهٔ‌ دیگر جن دارند تا بتوان این یکی را مستثنا دانست؟

 

پای‌جامهٔ آلوده به رادیواکتیو

دربارهٔ هیاهو بر سر شلوار جین

 

کف جامعه و حماسه و باقی قضایا

دربارهٔ انتخابات در ایران

 

آنچنان که بودیم

دربارهٔ ماهنامهٔ صنعت حمل‌ونقل

 

پس از شانزده سال

دربارهٔ پایان کار ماهنامهٔ ‌جامعهٔ ‌سالم.

 

شش دهه پس از شالاپّ بزرگ

دربارهٔ  ٢٨ مرداد

 

فیلترمدارها

تیغه‌کشیدن جلو کافهٔ کوچولوی پسکوچه در نخستین اقدامهای دولت جدید را به فال بد بگیرم؟

 

  

يادداشتهای  94

 ٩٣

 ٩٢

 ٩١

 ٩٠

 ٨٩

 ٨٨

 

 

 

 

 داستان آیندگان

 

 

 

چاپ سوم

 

 

 چاپ چهارم

 

 

 

چاپ دوم

 

      

 

 

 دربارۀ این سایت |  English  

 

دعوت از نظر شما

 

                                       

نقل مطالب این آرشیو  با ذكر ماخذ یا با لینك آزاد است.