دربارهٔ این نوشتهها میتوانید در
فیسبوک
1 و
2
نظر بدهید یا پیام بگذارید.
وانـتـد
صنعت نشر عاری از کاغذ کاش از ناشر هم عاری
شود.
دیلماج لازم
همهٔ ترجمههای آبزیپو و کاربرد نابجای آنها اسباب خنده نمیشود؛
حتی ممکن است رسمیت یابد. گاه
ترجمهٔ نادقیق، جاهایی
فهم ناقص مضمون. مطایبههایی ناخواسته از نوع ایرونیبازی.
کانالهای آمرزش
تجسم کنیم
روزگاری حجتالاسلام
دکترهای صفرکیلومتر در تلویزیون وطنی داد
سخن بدهند که سوزاندهشدن جسد فرد مسلمان جزو
حقوق شرعی اوست.
حرمت مردگان و خرمن پندار
ایران به
مثابهٔ کالباس
برنامهشان در لایهلایه بریدن ایران و جمهوری اسلامیاش تا حالا
که موفق بوده است.
پامنبری در هیئت مصلح اجتماعی
دربارهٔ احسان نراقی
تکنیک
ِ تقــّه و خوراندن
جامعهٔ انسانی در خط مستقیم
حرکت نمیکند و برخلاف بازی بیلیارد همیشه نمیتوان توپ را با یک تقــّه در
سوراخ مورد نظر انداخت. اگر شباهتی با بیلیارد باشد در نوع بسیار
پیچیدهٔ آن است که یک ضربه چندین توپ را در جهات مختلف به حرکت درمیآورد
تا نتیجهٔ دلخواه بازیکن چوببهدست حاصل آید. گرفتاری بزرگ
جامعهای به پیچیدگی ایران معاصر در محاسبهٔ بـُردارهای متباین ِ
تقــّههای مضاعف، مرکب و چندسویه است.
تنبل نیستیم، زیادی زرنگیم
شخصاً در
زندگانی خویشتن خویش تفریحم را تبدیل به کار، کارم را تبدیل به تفریح،
بطالت را تبدیل به فراغت و فراغت را تبدیل به نوعی فضیلت کردهام و به
اندرزهای والدینم و سایر ناصحان بیاعتنا ماندهام. این جوری آدم البته
پولدار نمیشود اما به من یکی که خیلی بد نگذشته.
هویتهای تابلویی
شکلکها
در جامعهای مانند ایران کارتون
و کاریکاتور
بر عامه اثری بهمراتب
قویتر و فوریتر از شرح مکتوب
دارد.
تا اهانتی دیگر و غوغایی دیگر
ناصحانی که به غربیان اندرز رعایت نزاکت
اجتماعی و پرهیز از فکرکردن با صدای بلند میدهند بد نیست توجه کنند که در
جوامع مسیحی، مسلمان را به رسمیت میشناسند نه خود دین اسلام را.
روزنامهنگاری در ایران (مرداد 1356-
تیر1384): از رسالت تا حرفه
حسین شهیدی
کتابفروشی ِ خیابان ساحلی
کتابفروشیهای خوب را به اندازهٔ رستورانهای
خوب دوست داشتهام. برخی را بیشتر: کتابفروشیهایی که صنار ذوق و
زیبایی در آنها دیده شود.
بعبعی به جای
خطیب
اگر آدمی مشهور موضوع لطیفههایی مناسب بالای هجده سال
شود بیشتر خواننده پیدا میکند؟
کمکفنر
دو گام بسیار مهم در جهت
اهلیشدن ِ معتقدان به حقیقت مطلق
دستکم در مصر.
سیاه،
سفید، پلیسه
در لطیفهای، کسی در
خیابان از رهگذری میپرسد "جنابعالی دکترید؟" و وقتی طرف میگوید نه، عتاب
میکند "پس غلط میکنی کراوات میزنی."
ظهور، صعود و معضلات جانکاه
دربارهٔ آیتالله خمینی
پیدیاف
بیا شمعا رو فوت کن ولادیمیر ایلیچ
با تمام ستایشی که در ایران
نثار لنین کردند، در رثای او در بهمن 1302 ظاهراً شعر یا مطلبی ماندنی
منتشر نشد. اما تأسف محمد مصدق برای مرگ جانشین او، جورف استالین، در
اسفند 1331 شاید نمایانگر یأس سی سال پیش از آن باشد.
خاک، خون،
حق، مواجب
ممکن است
ایرانیهایی بگویند قیافهٔ مقامهای
کشورشان نمایندهٔ سیمای نژادی ِ مردمش نیست.
حتی سران کشورهایی بیتعارف
نظر دادهاند
ملت ایران شایستهٔ بهتر از
اینهاست. اما آن نژاد برتر آریایی که مردم ایران معتقدند از سلالهٔ
پاکش برآمدهاند در چه زمانی شاخص این ملت بوده؟
نه
جان شما، اول جنابعالی
"آيا مىتوان گفت
در كشتى تايتانيک مردان بخش درجهٔ دوم كه عمدتاً از بازرگانان و
افراد صاحب مشاغل تخصصى در طبقات ميانحالِ بريتانيا و آمريكاى شمالى بودند
بيش از مردان طبقات فرادست و فرودست خويش نجيبانه و بردبارانه رفتار كردند؟"
نومیدی، اغتشاش ذهنی، رهن کامل
گفتگویی
خیالی
بین عارف قزوینی و ولادیمیر ایلیچ لنین در بهشت یا دوزخ یا برزخ میتواند
مضمون نمایشنامهای در باب رهن کامل و ظهور و نجات باشد.
چراگاه
ارزش نوشته
وابستهٔ اهمیت موضوع آن نیست، که مثلاً متنی دربارهٔ آشوب جنگ جهانی
خودبهخود از نوشتهای دربارهٔ خیابانی ساکت در بعدازظهر روز تعطیل والاتر
باشد.
خودداری بهعنوان نوعی کمال
واقعاً
هواکردن این مطلب لازم بود؟
خطکش و ترازوی اسکار
در بازگشت به
سینما، عادت قدیمی به تحقیر اسکار را کنار گذاشتم. برعکس، جایزه گرفتن
فیلم توجهم را جلب میکند که چرا، حتی اگر خود فیلم به نظرم چنگی به دل
نزند.
پاچهورمالیدهها
آیا
ملتهایی چندپاره مانند ملت بزرگ ایران قادر به ادارهٔ خودشان نیستند و
باید، خصوصاً در امور اداری و مالی، مربی و مستشار داشته باشند؟
فقط احمقها نیستند که تعجب میکنند
حین حفـّاری در
اوراق زردشدهٔ ارتکابات سالیان پیش، از جمله به این مطلب برمیخورم:
گفتگوهای من با شاه (خاطرات محرمانهٔ
امیراسدالله عـَلـَم)
پیدیاف
احیای حیثیت سیاسی: موردی بسیار
نادر
دربارهٔ محمدرضا پهلوی
مسئلهٔ حلنشدنی ِ اینگیلیس
نسلهای پیاپی ایرانیها از جفایش نالیدهاند و طی شصت سال
چهار بار رابطه با آن دولت رسماً قطع شده است. پس شاید معقول باشد
که قطع بماند.