محمد قائد


  

 

 

 

جستجو در اين صفحات

بینندگان

گزارشها فعلاً بدون احتساب صفحات پی‌دی‌اف

هفتۀ ‌پیش

ماه پیش

فصل ‌پیش

سال پیش   

 

مشاهدات

 

 

 

 

 

سفرهایی
از پشت
میز

 

         

 

دربارهٔ این نوشته‌ها می‌توانید در فیسبوک

١   و   ٢

نظر بدهید

تأملات پشماگین

دههٔ ٦٠ جماعت به تلویزیون وطنی ”پشم شیشه“ می‌گفتند.  آیا دارندهٔ‌ این کیبورد هم اگر پیش‌نویس قانون اساسی تألیف کند ممکن است روزی از تصویر محاسنش (با الهام از ”آن خشت بود که پـُر توان زد“) برای تبلیغ مادّه‌ای به نام پشم خشت استفاده شود؟

 

 

طنابها برای گردنها

در کشتن لذتی است که حتی در دالـَر نیست.

 

 

دانه‌های انار+ خرده‌های شیشه

نبردی که اکنون در برابر چشمهای آستیگمات ما جریان دارد بین برخورداری و داشتن و نابرخورداری و نداشتن، بین اقلیت کوچک حکومت‌کننده و اکثریت بزرگ حکومت‌شونده، و میان اسلام و ایران است.

مطوّل‌نامه‌ها و قلمزنان همسو می‌کوشند جا بیندازند که اوضاع کنونی تقصیر درس‌خوانده‌های روزگار پیش و نتیجهٔ نافهمی آنهاست.  در همان حال، تبلیغاتشان ایرانشهربازی را به بیرون از کلاس درس و به سطح جامعه پمپاژ می‌‌کند.

 

 

چاپ جدید

دفترچهٔ خاطرات و فراموشی

 

چاپ جدید

ظلم، جهل و برزخیان زمین

 

چاپ و انتشار جدید

رنج و التیام

در سوگواری و داغدیدگی

نشر نو

تیر ۹۹

٣۰۸  صفحه

ضمیمه: آخرین بار کِی پدرت را دیدی؟

پیوست جدید: دست ِ راست پدر

 

 

بریان می‌دیدم:

مرغان هوا پشت پنجره و در قابلمه

چگونه از نگاه گوارشی به پرنده‌ها به شفقت گرایش یافتم

 

 

در بازار دادوستد و شلیک کلمات

غربی تصور می‌کند رفتار انسان خردناک باید دست‌کم همان اندازه پیش‌بینی‌پذیر باشد که کردار غریزی گاو.

 

 

"باکرهٔ تنبان‌آهنی"، کریکت خان و علمای مدرسه

ده پانزده سال پیش در مصاحبه‌ای گفتم انتخاب ما در ایران بین فنلاند و دانمارک نیست، فی‌الواقع "در مسير پاكستانيزه شدنيم."

 

 

خیال، تخیل و واقعیت بیرون پنجره

آیا گفته توانم که اینجانب تا امشب و هفتهٔ آینده کجای کارم؟

 

 

کتاب در روزها (و احتمالا هفته‌ها و گاسم ماهها)ی تمرگینگی

حتی وقتی مضطرب نیستی ممکن است در تعلیق باشی و منتظر موشک بالیستیکی که از امشب تا ماهها بعد درون خودت و دیگران منفجر شود.

 

 

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم

مولانا برای چنین ملاقات عارفانه‌ای حاضر بود چند قروش نقره پیاده شود: صدتا، بیست‌تا‌، ده‌تا، ‌هیچی؟  

 

 

شکافتن دل هر ذرّه و لایه‌لایه بریدن کلباس ــــ چهل سال بعد

نسلهای آیندهٔ این مملکت در نگاه به پشت سر دربارهٔ مناقشه بر سر برنامهٔ تغلیظ اورانیوم و موشک میانبـُرد و پیامد آنها در تنگنای اوضاع رو به وخامت کنونی چگونه قضاوت خواهند کرد؟

 

جرقه در الدورادو و اهمیت فزایندهٔ ماهیچه

فیلمی که یقیناً تلویزیون وطنی از ماجرای صبح پنجشنبه  ۷ دی ۹۶ در الدورادو گرفت بسیار احتمال دارد سندی باارزش باشد برای درک آنچه اتفاق افتاد.

 

ژیگول مردا که تو بودی

یا

رؤیای اسلام با چهرهٔ انسانی

یک دهه پیش نگارنده اظهار امیدواری کرد "صفاتی مثبت هم که لابد داشت دوستانش خواهند نوشت."

 

ازدحام در غیاب کارت الکترال و کامپیوتر

ظریفی اهل کشور همسایه در صفحهٔ فیسبوک نوشت: ”مشکل انتخابات در افغانستان به زبان ساده این است: هر یک از دو طرف پیشتاز فکر می‌کند که رقیبش تقلب خواهد کرد. و این فکر درستی هم هست.“

 

لغـات، لـغویـان و نزاکت اجتماعی

همین است که قدرتمندها از اهل کتاب و دانشگاه بیزارند.

 

ارقام ناپیدا

از حضور مطالبی که چندین سال پیش هوا شده در فهرست پربیننده‌ترین‌ صفحه‌های سایت پیداست متونی را علاقه‌مندانی در جاهایی همرسان می‌کنند. 

 

 

نشر هردمبیل ایران

اینکه یک کتاب را 16، 17 نفر ترجمه می‌کنند مسخره‌بازی و ناخنک‌زدن است.  یک کتاب قاعدتاً پس از دو یا سه بار ترجمه‌کردن باید ایرادهایش بر طرف شده باشد.  چطور بعد از 13 بار ترجمه‌کردن،‌ ترجمهٔ سبزدهم از اولی بهتر نیست؟                                                  صفحهٔ اصلی مصاحبه

 

 

منطقهٔ حائل؟

در ایران کنونی مشکل بتوان گفت چیزی از نوار حائل فرضی باقی مانده باشد.  منطقهٔ حائلی برای اعراض و اعتراض و تک‌روی وجود ندارد.  در ادامهٔ نبرد فرسایشی، اسلام و ایران شاخ به شاخند.  یا با اونایی یا با اینا.
 

کشوهای تودرتوی ذهن اسانیب

معیار نهایی و غایی و فصل‌الخطاب البته پول است و نتایج و متفرعات آن. اما ملغمه گاه در چنان لایه‌هایی پیچیده می‌شود و چیزهایی متفاوت چنان با هم ترکیب می‌شوند که نمی‌توان با قاطعیت گفت چی‌به‌چی و کی‌به‌کی است.

 

دیواری که بر میرخلیل غرباشیف آوار شد

در پاسخ به "حال و هوای شما پس از شنیدن خبر دیوار برلین"

 

کنس‌بازی و مفتخوانی "این قوم ژاژخای"

نبرد ناصرالدین‌شاه، عشقی، بهار،‌ "حشرات‌الارض" و سایر ناشران جراید با روزنامه‌نخریدن خلایق.

 

حیا و هاراکیری

نوبت چمباتمه‌زنندگان و  جاخوش‌کردگان بر "سر سفرهٔ انقلاب و نظام" است که پس از رساندن پولهای مسروقه و خانم و بچه‌ها به جایی امن در بهشت خارجه، دست‌کم تک‌وتوک سامورایی‌وار دست به هاراکیری بزنند تا همگان ببینند بارقه‌ای از حیا و شرف باقی مانده است و جای مهر بر پیشانی تنها برای فریب خلق نیست.

 

دفاع از خویش جزو حقوق حکمرانها نیست؟

دفاع این قبیل اشخاص از حکومت اسلامی تأثیری ضد مقصود دارد و گردانندگان برنامه‌ها می‌دانند حوصلهٔ قاطبهٔ بینندگان را سر می‌بـَرد.  اما آیا انتخاب صحیح این است که آنها را حذف کنند؟

 

 

نوستالژی و ملاقات با خویش و با گذشته در خیال

ایران به گمانم تنها جامعهٔ جهان باشد که به نوستالژی تلویزیون (یا تلهنوستالج) هم مبتلا شده ــــ گرفتاری یکیدوتا نیست.

زمانی کسی در روزنامهٔ بسیار جدی لوموند نوشت کود شیمیایی با میوههای ما چه کرده و کجاست زردآلوهای کودکیمان با آن طعم خوش.

اما به چشمم نخورده کسی در جایی جز ایران دلش برای برنامههای تلویزیون کودکیاش با آن گویندههای مامانی تنگ شده باشد و بگوید تلویزیون هم تلویزیون قدیم.

 

 

معنی واقعه، پایداری خاطره، دستکاری تاریخ

وقتی ملتی مدام در فکر انقلاب ”کامل“ بعدی باشد مشکل بتوان بحث کرد که این وضع ”طبیعی“ هست یا نیست.

 

البیت‌الابیض، مستر زبریدنت

محروم‌ماندن ایران از موهبت دلار نه موقتی است و نه به آسانی قابل دُور زدن یا برگشت.  رهایی از این طاس لغزنده و تار عنکبوت چسبناک بسیار بیش از آنکه برخی گمان می‌کنند طول و تفصیل خواهد داشت و به درازا خواهد کشید.  جنگ فرسایشی کنونی نبردی است از نوع لایه‌لایه بریدن کالباس.

 

چنان قحطسالی شد این دور و بر

به سیاق گزارشگران فوتبال: میریم خشک‌ترین پائیز و زمستان در تاریخ آبیاری معاصر را هم داشته باشیم.

 

پولشویی و آبکشی ِ وجوهات

 

 

قدری هم ویرایش به پیشنهاد چاپخانه

پانزده خرداد شعله‌کشیدن نبرد قدیمی و فرسایشی بین دو خرده‌فرهنگ رقیب بود که هیچ یک تسلط قطعی و بلامنازع بر آداب و عادات و فضای فکری جامعه ندارد.

 

شما  *Ä!@# هستید؟

 

قضیهٔٔ ''پدر ملت'' در شعری که عشقی نسرود

 

جانی و سورچران‌ها، دکتر محمود و شرکا

 

خواننده‌ها، مهمانها، کنجکاوها

 

سلطان مصر تنها پرسوناژ مادرقاهرهٔ ماجرا نیست

 

روزگار عبث و تنهایی عرفانچی دلتنگ آمریکا در کرانهٔ نیل

                                                                 پی‌دی‌اف  1 و  2

 

 

داستان آیندگان: وقایع‌نگاری مهر 57 تا مرداد 58

لرزه‌ها و ریزشها؛‌ بهترین زمان، بدترین زمان؛ نخستین روزها از بقیهٔ آینده؛ سال نکو

 

رؤیای بی‌پایان

دربارهٔ ریاست جمهوری ابوالحسن بنی‌صدر

 

 

تاریخ در سلـُو مُوشن

به بحث شبکه‌های اجتماعی دربارهٔ  کلیپی از جلسهٔ 14 خرداد 68 مجلس خبرگان می‌توان از چند منظر نگریست.

 

اکبر و ابراهیم

دربارهٔ رفسنجانی و یزدی

 

آنچنان که بودیم

کشف ترجمه‌هایی قدیمی از همینگوی و افلاطون

 

پل و زیبایی و چشم بیننده

خیابان دوطبقه می‌تواند زیبا باشد؟

 

گامی بلند در جریده‌نگاری

دربارهٔ کتاب روزنامه‌نگاری در ایران: از رسالت تا حرفه

 

آنچنان که ظاهراً بودیم و شاید حالا هم باشیم

یادداشت‌های امیرحسن چهل‌تن   عبدی کلانتری   هوشنگ گلمکانی  عباس مخبر  مجید ملکان  مسعود مهرابی  دربارهٔ این کیبورد

و گفتگوهای مهدی فاتحی با او، یا آن.

(عکسهای سارا افضلی و سعید سیادت از پرسوناژ مورد بحث: زیر سقف کار اولی و در هوای آزاد کار دومی)

 

بررسی تطبیقی فیلم و رمان  بچهٔ رزمری

 

ازدحام در لفاف دموکراسی

کشوری سراغ نداریم که انتخابات در آن آزاد نباشد اما بتوان مطمئن بود کاملاً عادلانه است.

 

طعم خوش گوشت سفید: رؤیای پرحسرت طبقهٔ جدید

انقلاب اسلامی نامی است از نوع بـِرند برای مجمع‌الدستجات قدرتهای خیابانی که سالهاست بر سر شیوهٔ درست و نادرست زندگی با اکثریت عظیم جامعه بگومگو دارند.  مهمترین ناسازگاری خرده‌فرهنگ‌های ایران سبک زندگی از نظر جایگاه زنان درس‌خواندهٔ شهری است. 

 

گلوی پاره‌پارهٔ آخرین مشروطه‌خواه پرسروصدا

اعلام "آخرین تعطیل مشروطیت" سال 58 از سوی دولت بازرگان خیلی هم آخر نبود.

 

افشا کن اما یواش و با احتیاط

دربارهٔ کاغذهایی که تازگی در آمریکا از بایگانی بیرون آمده.

 

پهلوان سوپرشارژ هشت‌سیلندر4 4x

دربارهٔ مشت‌زن فقید

 

عبدالعلی، عبدالسروش و جبرئیل

دربارهٔ مناظرهٔ‌ تلویزیونی برنامهٔ پرگار بر سر چند و چون ارتباط خدا و ‌انسان.

 

در نکوهش فروتنی

دربارهٔ تجربهٔ حضور در فیسبوک.

 

طعنه و رندی در قیف گوگل

حال که نرم‌افزار طعنه‌یاب می‌سازند، شاید بهتر باشد در سپهر اینترنت در طعنه و رندی و کنایه زیاده‌روی نکنیم.

 

حقوق بیگانه‌ها، زبان عموزاده‌ها

دربارهٔ ترجمهٔ رمانهای فارسی دری نویسندهٔ افغانستانی از انگلیسی به فارسی ایرانی.  

 

عصر اکتشاف در تابستان گرم طولانی نوجوانی

در جهان امروز کلاً نوجوانی حقی است که در روند رشد فرد نه تنها به رسمیت شناخته شده، که لازمهٔ بلوغ کامل و طبیعی شمرده می‌شود.

 

ویزاشدن چند پاسپورت دیگر

دربارهٔ ابوالحسن نجفی، اومبرتو اکو، محمد هیکل و هارپر لی که ماه پیش درگذشتند.

 

از نشر و ناشرون  در این‌جا و جاهای دیگر

تلقی نسلها از همدیگر همه جا همواره کم‌وبیش همین بوده که جوانترها به نظر بزرگترها کتاب صحیح و پربار نمی‌خوانند و از علم و معرفت بویی نبرده‌اند.  و مسن‌ترها به نظر جوانها به حرفهایی عتیقه چسبیده‌اند که بوی نا می‌دهد و به این‌‌جا و اکنون ربطی ندارد.

 

جاسوس اینگیلیس، پسر مصدق و نیلوفر

نگاه شهروند غربی به ایران اسلامی با چنین متونی شکل می‌گیرد.

 

آشفتگی در فکر تاریخی

گفتگو دربارهٔ چند کتاب و چندین موضوع.

                         

 

 

 داستان آیندگان

در دست انتشار

 

چاپ پنجم  ۹۹

توپهای ماه اوت

یادداشت مترجم

مرگ در اثر گاز خردل و شلوار قرمز: پایان روزگار خوش

 

 

چاپ سوم

آدم ما در قاهره

 

پيش‌درآمد

جواهرات فوزيه،

فيلسوف ولى‌خان

و سكينهٔ آمريكايى

خدمات پس از فروش و اِوا گاردنر

 

چاپ چهارم

سيمای نجيب يك آنارشيست

 

پیشگفتار کتاب

نقد سیر اندیشه به‌عنوان ماجرای زندگی

مصاحبه

گذر از دیوان ادبا به ساحت توده‌ها

 

گفتار دربارهٔ‌ کتاب

استعدادی که فرصت رشد نیافت

 

 

چاپ سوم

نخستين مسلمانان در اروپا

 

 

چاپ دوم

بچهٔ رزمری

یادداشت مترجم

آن شب در اتاق نشیمن همسایه‌های ورّاج و فضول

 

 

 

چاپ سوم(؟)

مبارزه عليه

وضع موجود

 

      

 

 

 دربارۀ این سایت |  English  

 

دعوت از نظر شما

 

                                       

نقل مطالب این آرشیو  با ذكر ماخذ یا با لینك آزاد است.